پرواز
یاروفادار،وبلاگی متفاوت،عاشق خدایی بیا تو،توبه،رهایی،پرواز
|
|
من سالها با استادى آگاه و با تجربه كه او از روحانیّون عظیمالشّأن بود رفت و آمد داشتم. و تا حدّى به خاطر عمل كردن به دستوراتش موفّق به طىّ مراحل كمالات روحى شده بودم، روزى از او سؤال كردم: چگونه ممكن است كه انسان بتواند دیگرى را از خواب غفلت بیدار كند و او را به سوى حقّ و حقیقت راهنمائى نماید. او گفت: قدرتمندترین فریادى كه انسانها را از خواب غفلت بیدار مىكند و به انسان هشدار مىدهد، در مرحله اوّل كلام خدا است كه از ناحیه حضرت «رسول اكرم» (صلى اللّه علیه و آله) به نام آیات قرآن تلاوت مىشود. بنابراین اگر خواستید كسى را از خواب غفلت بیدار كنید براى او قرآن بخوانید و او را یا با توضیحاتى كه شما براى او مىدهید و یا با تدبّر خودش او را تكان بدهید، اگر روحش نمرده باشد و گوش دلش كر نشده باشد، حتما بیدار مىشود. زیرا همه آیات قرآن بخصوص سرگذشت «انبیاء عظام» (علیهم السّلام) براى بیدارى بشر نازل شده است و چون انسانها اكثرا در خواب عمیقى هستند، لذا باید آن چنان كه در خوابهاى ظاهرى عمل مىشود، یعنى با تكانهاى مكرّر، شخص خواب را بیدار مىكنند. همچنین با مكرّر نمودن مطالب و آیات قرآن كسى را كه در خواب غفلت است باید بیدار كرد سپس استاد فرمود: مثلاً سوره «والشّمس» را بگوئید كه همه روزه بخواند و به معنایش فكر كند. یا شما همه روزه آن سوره را براى او بخوانید و معنایش را برایش توضیح دهید و یا سوره «واقعه» و یا سوره «حشر»را و یا سوره «تكاثر» را و سورهها و آیاتى را كه وقتى انسان آنها را مىخواند تكان مىخورد و از غفلت بیرون مىآید، براى او بخوانید، معنایش را براى او توضیح دهید باز هم مىگویم: اگر نمرده باشد یعنى جزء آنهائى كه قرآن مىگوید: اى پیـامبـر تو به مردگان نمىتوانى آیات قرآن و حقایق را بشنوانى نباشد ولى تنها در خواب غفلت باشد حتما با خواندن آیات قرآن بیدار مىشود. در مرحله بعد اگر خواستید كسى را از خواب غفلت بیرون بیاورید حكایات مردمى را كه غافل بودهاند و به وسیلهاى بیدار شدهاند، براى او نقل كنید سوّم: مىتوانید به وسیله اشعار عرفانى و بیدار كننده و نقل كرامات اولیاء خدا و مطالبى كه مربوط به امور خارقالعاده و معجزات و كرامات است. اشخاص غافل و بىتوجّه را از خواب غفلت بیدار كنید در این رابطه قضیّهاى دارم كه یكى از شاگردان نقل مىكرد و آن این بود: كه مىگفت: روزى در خلوتى نشسته بودم با خود فكر مىكردم كه آیا آن چه از جریانات خارقالعاده و غیر طبیعى نقل شده درست است یا آنكه همهاش كذب و دروغ است و این فكر مدّتى مرا سرگرم خود كرده بود ناگهان نفس لوّامهام مرا به باد ملامت گرفت و مرا سرزنش نمود و گفت: چگونه ممكن است كه این مطالب دروغ باشد و حال آنكه در كتب آسمانى مثل قرآن و انجیل و تورات مكرّر آنها نقل شدهاند و اگر كسى بگوید مسأله خارقالعادهاى وجود ندارد كافر شده و هیچ یك از ادیان زنده جهان او را متدیّن نمىدانند بلكه او را خارج از دین مىدانند و به عضویّت نمىپذیرند، آیا جریانات مرده زنده كردن انبیاء و طىّالارض و كور و افلیج شفا دادن اولیاء خدا را كه در قرآن و سائر كتب آسمانى آمده مىتوان منكر شد؟ بالأخره با خود اندیشیدم كه باید كارى بكنم شاید بتوانم من هم به این حقایق دست یابم لذا كتابهاى قصص العلماء و چند جلد از كتابهائى كه در شرح حال اولیاء خدا و علماء نوشتهاند مطالعه كردم. مختصر تكانى خوردم ولى چیزى كه بیش از همه چیز مرا تكان داد دو قضیّه بود كه یكى از موثّقین نقل مىكرد. او مىگفت: مرحوم حجّهالاسلام آقاى حاج شیخ مرتضى زاهد رحمهاللّه فرمودند كه: در خانه ما خانمى به نام امّلیلى بود كه پاهایش مدّتها فلج شده بود. روزى براى زیارت حضرت «عبدالعظیم » (علیه السّلام) مىرود ولى دخترش كه او را روى تختهاى انداخته اشتباها به حرم حضرت «امام زاده حمزه» (علیه السّلام) كه در كنار قبر مطهّر حضرت «عبدالعظیم» قرار دارد مىبرد. و او را به آن حرم مطهّر دخیل مىكند. «امّ لیلى» مىگوید: كه من در عالم رؤیا دیدم پنج نفر وارد حرم شدند یكى از آنها به دیگرى در حالى كه به من اشاره مىكرد گفت: آقا ایشان هم متوسّل شدهاند. من در عالم خواب متوجّه بودم كه آنها به حرم آمدهاند براى آنكه تمام مریضها را شفا بدهند. در اینجا من از خواب بیدار شدم و بدون توجّه به این كه فلج بودهام از زمین حركت كردم و در پى پیدا كردن دخترم به راه افتادم وقتى او مرا دید تعجّب كرد و گفت: تو كه زمین گیر بودى چگونه به این خوبى راه مىروى؟! من تازه متوجّه شدم كه فلج بودهام و الآن كاملاً خوب شدهام مرحوم حاج «شیخ مرتضى زاهد» وقتى این قضیّه را براى مرحوم آیهاللّهالعظمى صدر نقل كرده بود ایشان سجده شكر كردند و گفتند: خدا را شكر كه از حضرت «امامزاده حمزه» (علیه السّلام) هم یك قضیّه و كرامت واقعى دیدیم و شنیدیم. این قضیّه مرا تكان داد و تا حدّى از خواب غفلت بیدارم كرد ولى قضیّه دیگرى كه نقل مىكنم و همان شخص اوّل از مرحوم حاج شیخ مرتضى زاهد براى من نقل نمود در مرحله دوّم كاملاً مرا از خواب غفلت بیدار كرد و من به سوى كمالات روحى حركت كردم و آن قضیّه این بود كه: مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضى زاهدفرمودند: من شبها جلساتى داشتم و مقید بودم كه یا زود به خانه برگردم و یا با كلید در را باز كنم كه اگر همسرم خوابیده بیدار نشود و به او ظلم نگردد، شبى تصادفا دیر به منزل آمدم و كلید در منزل را هم نداشتم. لذا با خود تصمیم گرفتم كه تا صبح پشت در خانه در میان كوچه قدم بزنم و همسرم را از خواب بیدار نكنم، پس از این تصمیم چند لحظهاى بیشتر نگذشت كه همسرم در خانه را باز كرد و سر از منزل بیرون آورد و به من گفت: بفرمائید. من از او پرسیدم: چه شد كه تو در را باز كردى و حال آنكه من دَر نزدم و هیچ دلیلى نداشت كه تو از حضور من در پشت دَر منزل مطّلع شوى. او گفت: من خوابیده بودم در عالم خواب دیدم آقا سیّدى نزد من آمد و به من گفت: «شیخ مرتضى» پشت در منزل آمده و نمىخواهد در بزند كه مبادا تو از خواب بیدار شوى و به تو ظلم شود تو فورا حركت كن و در را به روى او باز كن. من از خواب پریدم و بىاختیار آمدم در را باز كردم، مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضی زاهد فرمودند: من از خداى مهربان و «امام عصر» روحى له الفداء تشكّر كردم. این دو قضیّه مرا كاملاً از خواب غفلت بیدار كرد و تصمیم گرفتم كه من هم بكوشم تا خود را به مقام اولیاء خدا برسانم. تبادل لینک - تبادل لینک نظرات شما عزیزان:
چرا برای تصاویر وبلاگت آلبوم درست نمی کنی به آدرس زیر برو
www.1abzar.com |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com |